کارگاه آموزشی مهارت های برقراری ارتباط با کودکان کار و خیابان

متن ذیل خلاصه مطالب ارائه شده توسط سرکار خانم خامی، دبیر انجمن حمایت از کودکان بی سرپرست می باشد که در کارگاه آموزشی مهارت های برقراری ارتباط با کودکان کار و خیابان ، در تاریخ ۱۲/۱۲/۸۷ و در مکان تالار شهید روح الامین دانشکده داروسازی ایراد گردید.

دانشکده داروسازی ایراد گردید.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

هدف اصلی از ایجاد انجمن حمایت از کودکان بی سرپرست، پیشگیری و مبارزه با کودک آزاری در استان اصفهان می باشد.

همان طور که می دانیم بسیاری از کودکان کار و خیابان تحت آزار قرار میگیرند و می توان اظهار نمود جزء اصلی از گروه تحت کودک آزاری محسوب می شوند، بنابراین می توان یکی از عوامل مهم کشیده شدن این کودکان به خیابان را همین آزارها دانست. از این جنبه شناخت کودک آزاری و انواع آن اهمیت پیدا کرده است و نیاز است برای جلوگیری از این امر، بسترسازی و فرهنگ سازی تدریجی صورت پذیرد. عبارت کودک آزاری به هر رفتاری اطلاق می شود که سلامت جسمی، روانی، اخلاقی و اجتماعی کودک را مورد تهاجم قرار دهد. (پیمان نامه جهانی حقوق کودک، افراد زیر زیر ۱۸ سال را کودک می شمارد.)

کودک آزاری به ۴ قسم قابل دسته بندی است:

  1. آزار جسمی
  2. آزار عاطفی (شامل هر گونه تحقیر، سرزنش، دشنام و …) که مخرب ترین نوع آزار پنهان شمرده می شود.
  3. آزار جنسی (شامل هر نوع رفتار جنسی با کودک)
  4. غفلت (نادیده گرفتن نیازهای اساسی کودک از قبیل خوراک، پوشاک، تحصیل، نیازهای بهداشتی درمانی و …)

در مورد کودکان کار و خیابان متأسفانه هر ۴ نوع آزار را می توان مشاهده نمود که همین امر مسئله وجود این کودکان در جامعه را حائز اهمیت جلوه میدهد. زیرا با توجه به آسیب های فراوانی که به آنها وارد می شود مسلماً در بزرگسالی این آسیب ها از طریق انتقام گیری به جامعه باز می گردد.
موضوع اصلی مورد بحث ما این است که زمانی که با کودک برخورد میکنیم چگونه رفتار کنیم؟

همان طور که می دانیم بچه ها به واسطه ترحم انگیز بودن مورد سوء استفاده قرار می گیرند. این مورد نیز یکی از موارد متعدد آسیب های اجتماعی کودکان است. این کودکان آسیب دیده –که کودکان کار جزئی از این دسته هستند- نمی توانند به سرعت به ما اعتماد کنند و فرضاً با همان برخوردهای اولیه معمول نمی توان آدرسی از آنها پیدا کرد. مسلماً برای برخورد و رفتاربا این کودکان و نیز جذب آنها مهارت هایی نیاز است که نتیجه این مهارت ها ما را از پرداختن به عواطف صرف بازداشته و شکل منطقی به رفتار ما می دهد. از اینجا مشخص است که قبل از برخورد با این کودکان باید روی رفتار خود کار کنیم و برخی مهارت ها را بیاموزیم. می توان یکی از عمده ترین این مهارت ها را در قالب مهارت همدلی بیان نمود. همدلی یکی از مهم ترین راه حل های ورود به مسیر برقراری ارتباط است. چه ارتباطات دوستانه، چه خانوادگی، چه در محیط کار و اجتماع و چه در مقابل کودکان آسیب دیده. همدلی بهترین راه حل برای برقراری ارتباط با یک فرد آسیب دیده است. اگر بخواهیم واژه همدلی را معنا نماییم می توان آن را معادل درک قرار داد. همدلی کردن به معنی درک کردن است. یعنی بتوانیم دنیا را از دریچه دید شخص دیگر نگاه کنیم و بتوانیم دقیقاً خودمان را در موقعیت او قرار دهیم. باید چارچوب ذهنی طرف مقابل را درک کنیم. توجه داشته باشید که همدلی متفاوت از همدردی است. همدردی نوعی شنیدن است، در حالی که همدلی گوش دادن همراه با درک عواطف است. لازم به تذکر است که نوک پیکان همدلی به سمت عواطف می باشد و همواره احساسات طرف مقابل را نشانه می رود. همدلی کردن این گونه است که ابتدا باید بتوانیم احساسات طرف مقابل را در ذهنمان تفکیک کنیم. سپس بر احساسات برچسب بزنیم و سپس آنها را بیان کنیم. به این ترتیب ما توانسته ایم حالت روحی اعم از ناراحتی، عصبانیت، هیجان، خوشحالی، ترس، نگرانی و غیره را از طرف مقابل گرفته، در ذهن خود تفکیک کنیم و با برچسبی که به هر کدام از این عواطف می زنیم،«برایمان شناخته می شود» که آن احساسات را به طرف مقابل بازخورد دهیم. یعنی برای مثال نشان دهیم که فهمیده ایم او ناراحت است یا به نظر مضطرب می آید.

برای دست یابی به مهارت همدلی ابتدا باید به خودآگاهی برسیم و کسب خودآگاهی از طریق شناخت موفقیت ها، شکست ها و نقاط ضعف و قوت خویش قابل دست یابی است. باید در راستای استعدادها و علایق خود کار کنیم. باید بدانیم توانایی های ما در کدام جهت بیشتر است تا در همان مسیر گام برداریم. باید خلاقیت داشته باشیم و راههای بهینه را متناسب با شخصیت خود برای رسیدن به ارتباط بهتر (از جمله مهارت همدلی کردن) انتخاب کنیم.

در اینجا چند نکته در رابطه با مهارت همدلی باید مورد توجه قرار گیرد. در همدلی به هیچ عنوان از جملات قاطعانه استفاده نکنید. جملاتی نظیر «چقدر عصبانی هستی» یا «مطمئناً تو ترسیده ای» مانع پیشروی ارتباط است. باید با جملاتی مثل «به نظر نگران می آیی» یا «حدس می زنم روز سختی داشته ای» طرف مقابل را واداشت تا خود از احساسش برای شما بگوید.

  • در همدلی هرگز منطقی بحث نکنید. سعی نکنید صحبت را به سمت منطق پیش برید و فقط روی احساسات کار کنید. مثلاً «دلیل ندارد به خاطر موضوع به این کوچکی این قدر عصبانی شوی» یا «نگرانی تو عاقلانه نیست» یا « این حرف بیهوده از تو بعید است» جزء جملات نامناسب هستند.
  • یادتان باشد شما دارید همدلی می کنید، سخنرانی نمی کنید، بنابراین موعظه کردن را رها کنید.
  • کلمه «چرا» را از سخنان خود حذف کنید. چون باعث دلیل تراشی می شود و گاهی طرف مقابل مجبور می شود برای قانع کردن شما به دلایل واهی روی آورد. مثلاً می توانید به جای «چرا همیشه اینقدر زود دلخور می شوی» بگویید «چه می شود که گاهی زود ناراحت می شوی؟»
  • برای همدلی باید گوش دهیم. (نه اینکه بشنویم) ابتدا باید مکانی مناسب برای حرف زدن پیدا کنیم و شرایط را مهیا نماییم. (مثلاً اگر تلویزیون روشن است، خاموش کنیم یا اگر در حال خواندن روزنامه هستیم روزنامه را کنار بگذاریم، روبروی او بنشینیم و نشان دهیم که در آن لحظه، هیچ کاری مهم تر از گوش دادن به حرف های او نداریم.)
  • مهارت همدلی یعنی کشف احساسات زیر بنایی در سخنان طرف مقابل. (همان طور که بیان شد پس از تفکیک احساسات و برچسب زنی بر آنها باید احساسات را به خود او برگردانیم و آن را به عنوان فرضیه مطرح کنیم و از جملات قاطعانه بپرهیزیم.)
  • از کلمات کوتاه (کلمات تشویق کوتاه) در نشان دادن اشتیاقمان به شنیدن بهره ببریم. لحن صدا و طرز گرفتن چهره نیز در نشان دادن همدلی مهم است.

پس از نگاهی اجمالی به مهارت همدلی به بحث اصلی خود بازمی گردیم.

برای چه و چگونه با کودکان کار ارتباط برقرار کنیم؟

مطالب متعددی در جواب این سؤال می توان مطرح نمود. لیکن در اینجا سعی می شود اشاره ای کوتاه به برخی از این نکات داشته باشیم و بسط مطالب را به کتب و تحقیقات علمی که در این زمینه انجام شده ارجاع دهیم.

در ابتدا باید مد نظر داشته باشیم که نباید سؤال ها و نحوه ی برقراری ارتباط به صورت کنجکاوی مطرح شوند.کودک نباید این احساس را پیدا کند که شما قصد کنجکاوی در زندگی او را دارید. وگرنه بلافاصله دوری می کند. سعی کنید به زندگی او و به شخصیتش احترام بگذارید و اعتمادش را جلب کنید. زمانی به سراغ کودکی بروید که قصدتان برای خودتان کاملاً روشن است و در ابتدا هدفتان را برایش بیان کنید. بگویید که برای کار عملی آمده اید و در تمام مراحل این نکته را به خاطر داشته باشید که کاری که از عهده تان خارج است را انجام ندهید. باید ببینید که کودک عضو باندی یا گروهی است و یا اینکه به صورت فردی کار می کند. عضو گروههای انحرافی یا بزهکاری هست یا خیر. در اثر تجربه می توانید مهارت کسب کنید و این مسائل را تشخیص دهید . اگر عضو باندی بود اول امنیت خودتان را تأمین کنید. سعی کنید نیروی انتظامی و دادستان را درگیر موضوع نمایید. ولی اگر به صورت شخصی کار می کند می توان امیدوار بود که بتوان قدمی برایش برداشت و با خانواده اش ارتباط برقرار نمود.

اگر امکانش را دارید و شرایط خانواده کودک این امکان را می دهد، برایشان کار پیدا کنید، می توانید برای کودکان کلاس های آموزشی داشته باشید. منتها باید حتماً این کلاس ها در مکان های رسمی برگزار شود. خدمات بهداشتی نیز از جمله خدماتی است که می توانید در مورد این کودکان ارائه دهید.

پرسش یکی از حضار از سرکار خانم خامی: چه کنیم که در برقراری ارتباط با کودک کار، ارتباط عاطفی پیش نیاید؟

پاسخ: ارتباط عاطفی ناگزیر است. بدون ایجاد این ارتباط شما قادر به ارائه خدمات نیستید. ولی وابستگی بیش از حد پیدا نکنید. آسیب های حاصل از جدایی نباید خیلی جدی باشد.

ما می توانیم ابعاد شخصیتی خود را این گونه برشمریم. من کودک – من والد (حمایت گرانه و سرور گرانه)- من بالغ

در ارتباط با کودکان باید از «من بالغ» استفاده کنید. به کودک یاد بدهیم که بزرگ باشد، سالم بماند و بالغانه رفتار کند.

(کتاب پیشنهادی در این زمینه کتابی به نام «وضعیت آخر» است.)

 

پرسش: در برقراری ارتباط با کودک کار ابتدای صحبت را چگونه آغاز کنیم؟

پاسخ: در ابتدا اسم خود را به کودک بگویید. (اگر اسم کوچک را بگویید بهتر است.) بعد به او بگویید که عضو انجمن حمایت از کودکان کار و خیابان هستید. برایش روشن کنید که می خواهید کمکش کنید. (باید بدانید می خواهید برایش چه کار کنید. باید بتوانید اعتمادش را جلب کنید.) برایش توضیح دهید که چه کمک هایی را می توانید برایش انجام دهید. البته باید دقت داشته باشید که بیش از حد به کمک ها امیدوارش نکنید. فقط باید راهی را نشانش بدهید که در صورت درخواست کمک بتواند با شما تماس بگیرد. اگر لازم شد شماره تماس دفتر انجمن را به کودک کار بدهید.

(افراد زیر ۱۵ سال طبق قانون کار نباید کار زیان بخش انجام دهند.)

 

پرسش: از نظر شما به چه میزان کار مطالعاتی و تحقیقاتی لازم است و به چه میزان کار عملی و برخورد رو در رو با کودکان؟

پاسخ: توصیه می کنم تا می توانید کار علمی انجام دهید و کارهایتان پروسه علمی داشته باشد.

برای مثال در محل انجمن حمایت از کودکان بی سرپرست پروژه های تحقیقاتی انجام شده قرار دارد. این پروژه ها می تواند یکی از منابع و مراجه علمی باشد و برای هر محققی قابل استفاده است. شما همچنین می توانید کار بهزیستی را در رابطه با کودکان کار و خیابان بررسی کنید. به شما توصیه می کنم که تخصصی کار کنید و تنها گروه کودکان کار و خیابان را در محدوده فعالیت های خود بگنجانید.

 

پرسش: برقراری ارتباط کلامی با کودکان کار تا چه حد می تواند خطرآفرین باشد؟

پاسخ: اگر در ملأ عام و در دید عموم باشد اشکالی ندارد. ولی در مورد ارتباطات نزدیک تر ممکن است خطرناک باشد. عوامل خطرساز می تواند شامل موارد مثل ورود به خانه کودک، دادن آدرس شخصی، دادن تلفن شخصی و … باشد. در هر صورت از موضع قدرت و اعتماد به نفس برخورد کنید.

 

در انتها چند توصیه دارم که آنها را به طور خلاصه بیان می کنم.

کاری نکنید که روزی انجمنتان بسته شود. نباید پایه هایتان سست باشد. درگیر مسائل سیاسی نشوید. با سیستم های مختلف ارتباط برقرار کنید و آنها را مجبور کنید کار انجام دهند. ما رابط بین مردم و دولت هستیم. باید صادقانه و قدم به قدم پیش بروید. هدفتان را همیشه به یاد داشته باشید و در حد توانتان فعالیت کنید. شبیه بادکنک نباشید که بی علت بزرگ شوید و با یک سوزن از هم بپاشید. کوچک باشید و پربار. سعی کنید مورد استثمار مؤسسات واقع نشوید. اگر در راستای اهداف انجمن است و برای انجمن منفعت دارد با آنها همکاری کنید. همواره برای کارتان ارزش قائل شوید و انرژی و هدفتان را به بهای اندک ندهید و در آخر ارزش کیفی فعالیت های خود را بالا برید. نه ارزش کمی راه و با تلاش و پشتکار در مسیرتان گام های استوار بردارید تا رد پایتان تا ابد جاویدان بماند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *