بنام خداوند خوبیها

بنام خداوند خوبیها

گفتم : فالی چند گفت : ۲۰۰ تومان. گفتم : پول خرد ندارم گفت : خوب دو تا بخر چشم هایش عسلی بود و با صورتی ملایم روسری اش، شبیه کسی شده بود و مرا متوقف کرد. معصومیت محض رنگ ها بر آن قامت نشسته بود. شبیه؟! شبیه که بود؟ فرصت نداد در آن ترکیب […]

صفحه 31 از 31اول...1020...2728293031